![]() |
![]() |
|
|
دیروز بعد از ظهر از مشهد به اصفهان برگشتیم.
تو هواپیما من خواب بودم و آخر مسیر بیدار شدم. دایی همایون اومده بود دنبالمون.عصر بابایی و مامانی هم از مشهد برگشتند. شب بابایی و مامان فردوس با عمو احمد و عمه مریم و بچه هاشون هم اومدند خونمون. من با آیدا دختر عموم بازی کردم(و البته کمی هم دعوا) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 8:22 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خاطرات زهرا اكبرى
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 اسفند 1387 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
خاطره |
| نویسندگان |
|
زهرا مادر زهرا |
| پیوندها |
|
خاطرات صبا صبوحي |
|
RSS
|