تبليغاتX
خاطرات زهرا اكبري - آمدن مهمان
امروز ظهر سید عباس و ایران خانم و بچه هایشان به خانه مان آمدند.

دایی همایون فکر می کرد من بغل ایران خانم نمی روم اما من پیش او رفتم و با بچه ها هم کمی بازی کردم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 19:28  توسط زهرا | 
 
صفحه نخست
آرشیو
درباره وبلاگ
خاطرات زهرا اكبرى

نوشته های پیشین
آبان 1388
اسفند 1387
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
خاطره
نویسندگان
زهرا
مادر زهرا
پیوندها
خاطرات صبا صبوحي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان